![]() |
![]() |
|
| مطالب ادبی شعر و نمایش نامه |
|
قسمت دوم
حافظ: مي دانيم که پس از در گذشت هر يک از پيامبران الهي کتب ايشان مورد دستبرد دشمنان قرار گرفته است؛اما در مورد قرآن به دليل حفظ الهي چنين اتفاقي رخ نداد لکن از يهود مانند عبدالله بن سبا و کعب الاحباربا ارائه عقايد باطل در قالب احاديث نبوي موجبات انحراف را پديد آورد .بعضي از اين احاديث مربوط است به رواياتي که دلالت برخلافت بلافصل علي کرم الله وجهه و نادرست بودي خلافت خلفاي راشدين دارد. اين احاديث تشکيل حزب سياسي شيعه را موجب گرديد که در اثر گسترش فعاليت همين گروه,خليفه عثمان به قتل رسيد.ايرانيان هم به دنبال بهانه اي بودند تا بر عليه اعراب قيام نمايند اين حزب را به رسميت شناخته و مذهب رسمي خود قرار دادند؛ لذا در يک کلام مي توانيم بگوييم که شيعه شعبه اي از يهود مي باشد . در خلال صحبت هاي جناب حافظ,شيعياني که در مجلس مناظره حضور داشتند به شدت عصباني گرديده بودند ؛ لذا براي تسکين حال ايشان رو به آنها نموده و گفتم :تحمل داشته باشيد شاهنامه آخرش خوش است . واعظ: از شما بعيد بود که چنين مطالب بي پايه وبي اساس است .اگر اجازه بدهيد براي روشن شدن مطلب با دلايلي متقن پاسختان را بدهم؟!! حافظ: سراپا گوشم . واعظ: تقاضاي من اين است که در گفتارتان دقيق باشيد تا پس از شنيدن جواب دچار خجالت زدگي نشويد . اولا شيعه يک مذهب است نه يک حذب و آن هم مذهبي که در زمان رسول اکرم پايه ريزي گرديد؛ثانيا طبق اخبار معتبري که در کتب تفسيري شما نيز وجود دارد اصطلاح(( شيعه)) در زمان حيات حضرت خاتم الانبيا (ص) به دستور آن حضرت به پيروان اميرالمومنان علي بن ابيطالب عليه السلام اعطا شد. حافظ: کجا چنين خبري بوده است که ما نديده ايم؟!! واعظ: اينکه شما نديده ايد ديگر تقصير ما نيست .ما ديده ايم وحق را يافته ايم بدانيد که خداوند متعال به کتمان کنندگان حق وعده ي عذاب داده است. حافظ: ما هم اگر حق را بيابيم روي از آن بر نمي گردانيم . بفرماييد حق چيست تا روشن شويم ؟! واعظ:در کتب خودتان از ابن عباس نقل شده است که وقتي آيه شريفه (ان الذين آمنو و عملو الصالحات اولئک هم خير البريه) نازل شد. رسول بزرگوار اسلام (ص)رو به علي(ع) کرد و فرمود:(( يا علي تو و شيعيانت خير البريه هستيد؛در روز قيامت شما از خدا راضي خواهد بود ودشمنان تو در حالي که دستهايشان به گردن بسته شده است وارد صحراي محشر مي شوند )) مانزل من القرآن في علي,ابو نعيم اصفهاني,ص274 صرف نظرازاين روايت مگر شما عمل اصحاب پيامبر را حجت و دليل نمي دانيد؟ حافظ: چرا ,در حديث آمده است((براستي اصحاب من مانند ستارگانند ,به هر کدام اقتدا کنيد هدايت مي شويد)) واعظ: بسيار خوب ؛ آيا در کتاب خود نخوانده ايد که ابوذر و سلمان و مقداد و عمار را با لفظ شيعه خوانده اند ؛زيرا در روز سقيفه از بيعت ابوبکر خودداري کردند . آيا ابوذر وسلمان در شمار اصحاب و به قول شما ستارگان هدايت نيستند ؟ آيا در کتاب خودتان از رسول اکرم (ص) روايت نشده است که((خدا مرا به دوستي علي و ابوذر و سلمان و مقداد دستور داده است )) صواعق المحرقه,ابن حجر ,ص122,باب9,فصل2 گويا شما تنها همان چند تني که در سقيفه بلوا راه انداختند را صحابه مي دانيد!!! ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
87/03/31ساعت 14:44 توسط نسیم شمال |
|
|
شهابی در شب
خلاصه خاطرات عالم برجسته شیعی سلطان الواعظین شیرازی ومناظره ایشان با تنی چند از علمای اهل سنت که با یاری حق و دلایل محکم و متقن طی نه شب شش تن از تجار سرشناس و خوانین با نفوذ پاکستان را شیعه کرد برای آنان که به دنبال حقیقتند ودر کوچه پس کوچه های جاه طلبی دیگران به دنبال سرچشمه می گردند و باور دارند که عمر آدم همین یک باراست بی تکرار!
شب اول
حافظ محمد رشيد(يکي از علماي بزرگ اهل سنت )حضرت آقا ,
تشريف فرمايي شما به شهرستان پيشاور و سخنراني هاي حضرتعالي
اختلافات بسياري را در بين عموم مردم ايجاد کرده است ؛ لذا من و جناب
شيخ عبد السلام (يکي از علماي بزرگ اهل سنت کابل)بر حسب
وظيفه ي ديني مان خدمت رسيدم تا به صورت اساسي وارد مباحث علمي
شده و مانع از اين اختلاف و القاي شبهات گرديم.
واعظ (يکي از علماي شيعه): بنده با اين پيشنهاد بسيار موافقم اما
مشروط به آنکه در بحث ها از مغالطه و جدل و اعمال تعصب هاي غير
منطقي اجتناب شود .
حافظ: بسيار خوب , من هم يک شرط ديکر اضافه مي کنم و آن شرط اين
است که دلايلي که مطرح مي شود فقط از قرآن باشد بس.
واعظ: اين شرط عملي نيست ؛زيرا چاره اي جز اين نداريم که براي تبيين
مطالب قرآن به احاديث معتبر مراجعه کنيم.
حافظ: پس فقط به احاديث مورد قبول دو طرف استناد شود!
واعظ: حتما!!!
حافظ: شرط ديگر اينکه در بحث موازين اخلاقي رعايت گردد و به کسي
توهين نشود.
واعظ: کلام متيني فرموديد,براي کسي چون من که افتخار سيادت و
انتساب به رسول اکرم صلي الله عليه وآله را دارم سزاوار نيست که بر
خلاف سيره جدبزرگوارم که مظهر کامل اخلاق نيک بوده است عمل کنم.
حافظ: ببخشيد ! به چه دليل شما خودتان را منتسب به پيامبر مي دانيد؟ ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
87/03/30ساعت 22:57 توسط نسیم شمال |
|
اندر این دایره میباش چو دف حلقه به گوش و قفایی خوری از دایره خویش مرو |
|
+ نوشته شده در
87/01/01ساعت 2:21 توسط نسیم شمال |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
خوش امدید
الهم اخرجنا من الظلمات وهم وکرمنی به نور الفهم وفتح علینا ابواب رحمتک ونشر علینا خزائن علومک متظر نظرات شما هستیم! با تشکر |
| پیوندهای روزانه |
|
آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
خرداد 1387 فروردین 1387 |
| پیوندها |
|
اشک لبخند (مسعود) یا غیاث المستغیثین آقاسی |
|
RSS
|